باران آمد بیشتر از آنچه که فکر می کردم

غمی کوچک چنگ زده بر گلویم نمی دانم چرا

دانه های سفید سبیلت را روزی کوتاه می کردی

اما دیروز که دیدم دانه های سیاه را به زحمت یافتم

دور بودن سخت است آنگاه که از توام دور و از توام جدا

طاقتم کم شده حالا نه بگذار برای درنگی دیگر

/ 0 نظر / 5 بازدید