هیچی عوض نشده

هنوز همونطور مونده

مدتی دور بودم هم از نوشتن و هم از خواندن

می خواهم بندازم به گردن روزه و ضعف

اما چرندیاتی بیش نیست

دوری گاهی اوقات دوای درده نه به قول بعضی ها نمکش

صبح به صبح باید به روز جدید فکر کرد که همیشه مثل دیروزه و پوچ

باید به فکر گرونی بود تا تومنی سه شاهی ته جیب بمونه

باید جدا از این روح دود گرفته و کم بینا به این تن فرسوده هم ویتامین و پروتئین بدی

که عجب سخته الف کشیده شده از دهان گاو به اندازه سه چهار لیتر شیرش می ارزه

زمونه خودمونه دیگه

دوستی داشتم که چنین آرزو داشت

شغلش نشستن پشت رایانه باشد آنهم در صدا و سیما

آنهم در زمان پخش زنده اخبارها از پشت گوینده اخبار

از اتاق شیشه ای همه او را ببینند.

/ 0 نظر / 8 بازدید